![]() |
![]() |
|
تقلب , انواع تقلب (طنز)
مثلا ميشه از امتحان پايان ترم استاتيك شروع كنم كه تقلب رو به صورت كاملا حرفه اي در دستشويي جاسازي كرده بودم واز بد شانسي درست همون روز آب قطع شد واميدمون ازتقلب قطع شد وافتادم! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 17:23 توسط محسن.دانشگاه پيام نور چادگان |
|
|
سلام به همه ی دوستان خودم
با کمی تآخیر من برگشتم ببخشید دیر شد امیدوارم مثل قبل با نظراتتون منا راهنمایی کنید برای بروز کردن مطالب
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 16:47 توسط محسن.دانشگاه پيام نور چادگان |
|
|
این یک طنز میباشد وووووووو
خب طنزه دیگه به دل نگرید ویژگی های کلی این گونه دخترای دانشجو: این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد. از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!! خصوصیات دانشجویان دختر: |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم آبان 1391ساعت 21:30 توسط محسن.دانشگاه پيام نور چادگان |
|
|
با عرض معذرت از دوستای خودم
این مطلب را فقط بخاطر سرکار خانم حسینی مینویسم که از دست من ناراحت شدن که فقط از مسخره کردن دخترا نوشتم این به اونا ددددددددددددددر
چرا خدا مردها را آفرید؟ 1. هدف خاصی نبود 2. گِل اضافه مونده بود 3. نسخه آزمایشی بود 4. اصلا کار خدا نبود
چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟ 1. از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند 2.مگه ما روی زمین مرد هم داریم 3.وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد 4. حالا چه عجله ایه؟
اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟ 1. چیز خاصی نمی آفرید 2. پیراشکی 3. خروس دریایی 4. فضای خالی
اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟ 1. مگه قراره اتفاقی بیافته 2. خارشتر کویر لوت که آفت نداره 3. اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد 4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر
چه وقت مردها عاشق می شوند؟ 1. چه وقت مردها عاشق نمی شوند! 2. هر وقت مامانشون بگه 3. چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند 4. یک روز از همین روزا !
مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟ 1. در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند 2. جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن) 3. بستگی تام و تمام به میزان تستسترون دارد. 4. رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.
مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟ 1. هر شب 2. هر وقت که خدا بخواد 3. هر وقت تستسترون بگه 4. سیکل خاصی ندارند
مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟ 1. اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن! 2. تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن! 3. به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن! 4. می رن کلاس آمادگی جسمانی!!
وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟ 1. چیزی نمی گن چون وقت عمله 2. وقت نمی کنن چیزی بگن 3. اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه 4. در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن
مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟ 1. با دست 2. با تور 3. با چنگول 4. با زبون
معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟ 1. هر که پیش آمد خوش آمد 2. به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه 3. ده بیست سی چهل 4. به قول مادر بزرگ پسر، دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل
چند بار گفتید واقعاً،واقعاً !! خیلی به مردها خندیدید! پس نتيجه اينكه: خدا مردها را آفريد كه گاهي خانمها را بخندانند و اغلب اوقات آنها را حرص بدهند ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم آبان 1391ساعت 21:15 توسط محسن.دانشگاه پيام نور چادگان |
|
|
دماغ! این عضو حیاتی اگه مثل کلنگه یا لوله تفنگه با خوشگلیت میجنگه طبیعیه، قشنگه نگو که این یه درده دماغ عمل نکرده اگر که مثل فیله و یا از این قبیله روی نوکش زیگیله غصه نخور، اصیله هی نرو پشت پرده دماغ عمل نکرده یکی میگه درازه خیلی ولنگ و وازه یکی میگه ترازه غصه نخور که نازه ببین خدا چه کرده دماغ عمل نکرده دماغ نگو جواهر سوژهی شعر شاعر طویل فیالمظاهر پدیدهی معاصر آهای تخم دو زرده دماغ عمل نکرده با اون دماغ همیشه عکس تو پشت شیشه تو سینما چی میشه شکستن کلیشه کاشکی بری رو پرده دماغ عمل نکرده کم باباتو کچل کن یا خودتو مچل کن کی بت میگه عمل کن قصیده رو غزل کن میشی له و لورده دماغ عمل نکرده چهقد دماغ دماغ شد قافیهمون چلاق شد هی، یکی- چل کلاغ شد تصنیف کوچه باغ شد بره که برنگرده دماغ عمل نکرده! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 21:32 توسط محسن.دانشگاه پيام نور چادگان |
|
|
خانم ها در سن ۱۸ تا ۲۱سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى. در سن 21 تا ۳۰ سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل . در سن 30 تا ۳۵سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود. بين سن 35 تا ۴۰ سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند . در سن 40 تا ۵۰ سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند . بين 50 تا ۶۰ سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند. در سن 60 تا ۷۰ سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده . بعد از ۷۰ سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 21:27 توسط محسن.دانشگاه پيام نور چادگان |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 21:22 توسط محسن.دانشگاه پيام نور چادگان |
|
من هروقت حس درس خوندن بهم دست میده،5 دقیقه دراز می کشم برطرف میشه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 21:14 توسط محسن.دانشگاه پيام نور چادگان |
|
|
ترم اول(ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه.راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه احمد شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان! آه ای نازنین.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم.امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم... ترم 3(ترم افسردگی): الو مامان سلام.نازنین منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام..... الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم...... الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو.... الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم... الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!! سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا.... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 21:4 توسط محسن.دانشگاه پيام نور چادگان |
|
|
پسر از پسر:
- بابا باز ما جلسه پیش نبودیم این یارو درس داد؟؟؟؟ اه........ - آره بابا .منم 20 دقیقه آخر اومدم حاضری بزنم دیدم هنوز داره درس میده....... - حالا این جزوه رو بده بینیم چی گفته - بگیر. فقط تا 11 , 12 بیارش فردا ساعت 8 امتحانه - هووو حالا کی امتحانو داده کی گرفته دختر از دختر: - من جلسه ی پیش نتونستم بیام سر کلاس - چرا؟؟؟؟؟ مبحث جلسه پیش خیلی مهم بود - ا وا راست میگی؟؟؟ آخه آنفولانزا گرفته بودم به خاطرهمین وقتی داشتم میومدم اصلا حواسم نبود یهوو تصادف کردم دست و پا هام درد گرفت یه چند دقیقه استراحت کردم بعد خواستم بیام یهو بیهوش شدم وقتی هم به هوش اومدم دیدم تو بیمارستانم خواستم سریع دربست بگیرم بیام دیدم واااای وقت کلاس تموم شده بود نمیدونی انقدر گریه کردم........ حالا میشه جزوتو بدی من ؟؟؟؟ - والا 2 هفته دیگه امتحانه من میخواستم بخونم اگه میتونی همین جا بنویس بهم بدش - اوا خاک به سرم 2 هفته دیگه امتحانه؟؟؟؟؟؟(شروع بغض دختر.. گریه..........) |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم مهر 1391ساعت 21:28 توسط محسن.دانشگاه پيام نور چادگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1392 آبان 1391 مهر 1391 مهر 1390 شهریور 1390 اردیبهشت 1389 آذر 1387 آبان 1387 |
| پیوندها |
|
بانك عشاق |
|
RSS
|